تاریخچه بیهوشی14


 حسادت و تنفر به كار جكسون خاتمه داد. بعد از مرگ مورتون به تلاش هايش براي بي اعتبار كردن مورتون ادامه داد اما مرگ يك راه جاويدان كردن مردان است جواب دادن به هر موضوعي كه به مورتون مربوط بود غير ممكن بود  يك بعدازظهر در قبرستان مونت آو بورن پرسه مي زد و بناي تاريخي كه مردم بوستون براي مورتون ساخته بودند نظرش را جلب كرد هنگام خواندن كتبيه خشمگين شد از آن پس يك ديوانه شد و در يك تيمارستان او را بستري كردند ودر سال 1880 در همان جا در گذشت كتيبه اي كه جكسون درباره يادبود مورتون خوانده بود ساده و درست بود

كاشف بخار داروي بيهوشي

كسي كه بوسيله او درد در جراحي دفع وبرطرف شد

كسي كه قبل از او در تمام دوران جراحي يك عذاب بود

كسي كه بعد از او علم كنترل درد را بدست گرفت

ديگران: كرافورد لانگ به كمك نيروهاي متفق توانست به عنوان پزشك خدمت كند  اوبعداز اپوماتوكسي مرد ضعيف النفسی بود  هميشه دچار نا اميدي بود يك شب هنگامي كه براي زايمان همسركشاورزي رفت در حاليكه بوسيله اتر بيمار را سعي داشت بيهوش كند بر روي تخت بيمار افتاد.

نخستين استفاده بيهوشي در ارتش

شايد ضرورت جراحي مردان زخمي در طول زمان جنگ بزرگترين محرك براي استفاده از تكنيك جديد تسكين درد يعني بخار اتر بود مطمئنا خيلي زود مردم آن را تاييد كردند و به طور گسترده كاركنان از آن استفاده كردند.

اولين استفاده بيهوشي در جراحي نظامي به توليد دكتر ادوارد اچ پارتون در طول جنگ مكزيك و آمريكا در بين سالهاي 1848-1846 اتفاق افتاد زمانيكه ارتش اشغالگر ايالات متحده امريكا از ريوگراند عبور كردند و مونتري را به تصرف در آوردند و به سوي واگراز پيشروي كردند.

در بهار 1847 اتر براي ارتش فراهم شد و در اواخر مارس اولين استفاده بيهوشي در طول يك درگيري نظامي بر روي يك راننده كاميون در وراكروز مكزيكو بود.

بعد از آن ازبيهوشي با اتر براي كمك به سربازان زخمي در ديگر درگيريهاي نظامي استفاده شدکلروفرم در جنگ كريمن 1848 ودر درگيري بين آلمانها و هلنديها استفاده شد (نخستين ظهور بيهوشي 1920-1848)

زمان بين سال 1846 تا پايان جنگ جهاني اول را مي توان به عنوان نخستين ظهور و كشف پراكنده در نظر گرفت در طول اين زمان مردان زيادي به همراه كشفياتشان ممتازانه پيش امدند. 

تاریحچه بیهوشی13 (رسانه ای شدن اتر)

 17 اكتبرنخستين متن چاپ شده در روزنامه بوستون بود نوشته چاپ شده بوسيله بيگلو در 18 نوامبر 1846 نسخه پزشكي اصلي اين خبر بود اين روزنامه ها و مكاتبه ها مورتون را به عنوان كاشف بيهوشي در جراحي معرفي كردند اثبات هاي بعدي مورتون درباره تاثير وبي ضرر بودن نسبي بيهوشي بوسيله اتر باعث شد كه اين روش بوسيله عموم پذيرفته شود. قبل از اين پزشكان جرات استفاده از اتر را در اين راه را نداشتند اما جسارت مورتون جوان و بي توجهي به وضع فعلي، جهان را متقاعد كرد و ايننظريه  به صورت روشي تاييد شده درآمد پس از آن مورتون واردمجادله ها و مشقتهاي زيادي شد مردم درباره او بدگويي مي كردند يك روز استهزا مي شد و روز ديگر مورد احترام قرار مي گرفت در شرف ثروتمند شدن بود اما در واقع فقر زده بود او موضوع يك بررسي كنگره اي بود و حتي به عنوان باني خير بشريت شناخته شد.

رئيس جمهوري پيرس هنگامي كه در مورد نكته فني مردد بود تصميم به آرام كردن جدال گرفت.

تنها در دو مورد مورتون راضي  و خشنود ظاهرشده يكي هنگامي كه به عنوان كشاورز در زمين خودش در نيدهام ايالات ماساچوست بود و ديگر زماني كه به عنوان پزشك با استفاده از داروي بيهوشي به سربازان ارتش متحد كمك كرد.

دكتر اليور وندل هولمز  در نامه اي به مورتون گفت: فكر مي كنم اين حالت بايد بيهوشي ناميده شود اين به معني بي حسي بويژه در موارد لمس است هولمز حكم تازه اي درست نكرده بود. اين حكم قبلا توسط فلاسفه يوناني استفاده مي شدو در لغت نامه انگليسي سيلي در سال 1721 چاپ شده بود.

بعدا ز جنگ مدتي مورتون به ماساچوست بازگشت اما يك روز كپي از يك مقاله که توسط جكسون نوشته شده بوددر مجله ماهانه بدستش رسيد نامه پر از دشمني ونفرت بود و جكسون اظهاركرده بود كه مورتون با كشف اتر هيچكاري انجام نداده است

مورتون خشمگين شد و دچارسکته مغزی خفيفي شد اما دوباره بهبود يافت و به نيويورك سي تي براي تكذيب مقاله رفت15 ژولاي تابستان  بود و يك روز بسيار گرم بخصوص درهتل ریورسايد جايي كه مورتون اقامه داشت

بنابراين او در آن بعدازظهر براي آرام كردن اعصابش درشكه را از طرف پارك مركزي راند در قسمتي از راه احساس گيجي و ضعف كرد قبل از اينكه درشكه به دروازه هاي پارك برسد افسار اسب ها را نگه داشت و به روي زمين پريد و در  زير درختي بيهوش شد. او را به بيمارستان لوكا رساندند ودر آنجا به خاطر سكته ناقص درگذشت بالاخره  آرامش آمده بود اگر چه در سال 1868 مورتون طرد شد اما جاي او براي هميشه در تاريخ محفوظ است.

 در تمام اين مجادله ها تنها عكس العمل نسلهاي بعد مي تواند  درك ارزشها باشد از نظر تاريخ او اولين نفر نيست اما كسي است كه كمك كرد تا نظريه اي به يك روش پزشكي قابل قبول در آيد